وقتی یک نفر رو توی موقعیتی دردناک می‌بینید، فوراً می‌خواید بهش کمک کنید تا از غم و غصه دربیاد و باهاش احساس همدلی می‌کنید.

اگه به این نوع همدلی ترحم آمیز عادت کنیم، خیلی از مشکلات حل نمی‌شه چراکه ما عادت کردیم اول درد رو ببینیم و بعد به فکر درمان بیفتیم.

به خاطر همینه کسانی که زندگی مرفه دارن و اطرافیان‌شون هم مثل خودشون هستن، هیچ وقت درک درستی از مشکلات مستضعف و فقیر ندارن.

همدلی درست اینه که ما همیشه پیش فرض ذهنی مون این باشه که حتماً در همسایگی دور و نزدیک ما کسانی هستن که مشکل دارن؛ اتفاقاً بیشتر این افراد کسانی هستن که با سیلی صورت خودشون رو سرخ نگه می‌دارن و هیچ وقت اظهار فقر و بدبختی نمی‌کنن.

همدلی باعث می‌شه که همسایه‌ها و اطرافیان ما، با ما احساس راحتی داشته باشن و مشکلاتشون رو بگن. رمز کشف مشکلات و درد مرد همین همدلیه؛ پس باید همدلی جزو اصول زندگی اجتماعی ما باشه.